غزالی و ریاضی و من
بخشی از ترجمه کتاب المنقذ من الضلال (اعترافات غزالی)
در اقسام فلسفه
علوم فلسفی ،ازلحاظ منظور ما به شش قسم ، بخش می شود:ریاضیات، منطق،طبیعیات، الهیات،سیاسیات، اخلاقیات
1-ریاضیات-ریاضیات مربوط بعلم حساب،هندسه و هیئت است و از امور دینی نفیا و اثباتا در ان بحث نمی شود،بلکه مسائل برهانی است و پس از درک وفهم، انکار ناپذیر می باشد
از این علم ممکن است دو خطر پدید آید. یکی از آن دو خطر قبول مطلق آن ، وچون کسی بآموختن آن پردازد و به دقایق و استحکام مسائل و دلایل آن وقوف یابدحسن عقیده ای درباره فلاسفه پیدا خواهد کرد و چنین می پندارد که تمام علوم و مسائل فلسفی چون علم ریاضی روشن و براهین آن بدین وجه محکم و اطمینان بخش است،سپس وقتی سخنان کفر امیز و رفتار و بی مبالاتی آنان را نسبت به دین از دیگران شنید، بصرف تقلید کورکورانه، او نیز کافر میگردد و میگوید:»اگر دین حق بودی، این دانشمندان بزرگ و محقق به ان معتقد بودند» و چون شنیده است که آنان دین را نفی و انکار کرده اند، میگوید پس حق این است که دین و شرعی وجود ندارد. من خود کسان بسیاری دیدم که با همین پندارو استدلال غلط گمراه شده و از راه حق منحرف گردیدند و وقتی به انها گفته می شد تخصص در یک فن ملازمه با تخصص در تمام فنون ندارد و مثلا کسی که در فقه وکلام حاذق و وارد است ممکن است در علم طب تخصص نداشته باشد…..در هر فنی متخصصانی هستند که گوی سبقت و مرتبه را از دیگران ربوده اند و در غیر آن فن دچار اشتباه و خطا گشته اند بیان قدما در مسائل ریاضی برهانی بوده، لیکن در مباحث الهی تخمینی و تقریبی است و این مطالب را فقط اهل تحقیق میدانند و بس.
اینگونه استدلال برای کسی که بصرف تقلید گمراه گردیده تاثیری ندارد و هوای نفس و خودخواهی و هوس و تن پروری، او را وادار می کند که بر حسن ظن خود، نسبت به فلاسفه و علوم انها، بیفزاید و بعقیده خود اصرار ورزد.
این است ان آفت و خطر بزگی که از فلسفه ریاضی حاصل می شود و برای جلوگیری از این خطر باید طالبان این علم را از تحصیل ان بازداشت زیرا هر چند مسائل آن بالذات ربطی بدین ندارد و لیکن چون از مبادی و مقدمات فلسفه است، مفاسد و مضار فلسفه را بمعتقدات دینی می کشاند و کمتر کسی است که در دین علم بفحص و تحقیق پردازد و سرانجام بی دین نگردد و لگام تقوی از سرش گسیخته نشود…
پی نوشت
اول – غزالی در حدود چهل سالگی و در زمانی که رئیس دانشگاه نظامیه بغداد(بزرگترین مرکز علمی زمان) بوده و جز خواص و یاران نزدیک خلیفه بوده ، به همه چیز پشت پا می زنه وبرای پیدا کردن حقیقت آواره بیابون ها و شهرها می شه، غزالی عالم معروف زمان ، جارو کش مسجد دمشق میشه! نمی دونم چرا اینقدر حال می کنم با این تریپ آدمها
دویم- تو کلیسای بزرگ فلورانس ایتالیا که از بناهای قرن پانزده میلادیه، عکس غزالی رو همراه فلاسفه الهی و اسقف های بزرگ مسیحی نصب کردند
سیم- این مطلب رو نوشتم صرفا برای اینکه اعلام کنم هنوز در قید حیاتم و نفس می کشم و متحول شدم ،در ضمن بنا به گفته شیخ غزالی برای اینکه لگام تقوی از سرم گسیخته نشود تصمیم گرفتم که فوق دیگه ریاضی نخونم! مزاح کردیم، ریاضی خوندن ذهن فراخ و دل خجسته می خواهد که …. بگذریم
وآخر اینکه -جدا از درستی و غلط بودن نوشته بالا ، به نظر من مرور کردن این جور مطالب و کتابها بعنوان یک تجربه تاریخی و نشان دادن نحوه تکامل تفکرحاضر، واقعا میتواند آموزنده و اثر گذار باشد هر چند با کمی مسامحه و در نظر گرفتن مقتضیات زمان، برای دوران ما هم حرفهای زیادی دارند.


این سه تا چیزی که بعنوان تیر کنار هم نوشتی مگه ربطی هم به هم دارند؟!!!
بی خود می کنی فوق علوم کامپیوتر شرکت کنی
پاتو تو کفش من نکن
حالا چون خیلی اصرار می کنی امسالو اجازه می دم ولی اگه قبول نشدی ساله بعد نبینم تو این رشته شرکت کنی
چشم آقا حامد،
برادر مصطفی هم قبلا شرکت در ازمون مدیریت و MBA رو ممنوع اعلام کرده بودند، خودم هم تصمیم گرفتم هر سال یه رشته رو امتحان کنم!
از طرف یاسر : خیلی زیاد بود هنوز نخوندم مطلبتو . نگفته بودی با غزل هم ….
البته می دونی که اول غزال بود بعد شد غزل و بعد …
از طرف حامد احمدی : مرتیکه یا مثل آدم درستو بخون یا پاشو بیا شرکت . این شر و ور ها چیه اینجا نوشتی!!!!!!! (:
حمید جان من توصیه می کنم اصلا از این مملکت برو تا برو بچ بیشتر برات تصمیم نگرفتن
سلام ممنون از این نوشته خوبی که گذاشتید.
وقت کردید یک سری هم به ما بزنید خوشحال می شویم.
haminoor.blogfa.com
سلام دوست عزیز
دوست دارم شما را به وبم لینک بدم .اگر شما هم مایلیدسری به ما بزنید که اگه مورد نظر شما واقع شد. این لینک دو سویه باشد.
سلام حاج حميد در كدامين كنج خراب هستي منم بيام كنارت بسينم؟؟؟؟؟